أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

88

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مرحوم به ما رسيده است بعد ازين در پردهء خفا نماند و ظهور آن امروز ، دولت و دين عالميان را از ظلم ظلم و بدعت برهاند و بنابراين زمرهء ارباب خصوص « كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ » « 1 » بر سر قدم اطاعت آمده زمين ادب به لب ضراعت بوسيدند . مصرع كز شاه يك اشارت و ز ما به سر دويدن و چون رأى جهانتاب در ترتيب مصالح و اسباب اين فتح الباب بر فرستادن قاصدان به طلب زمرهء اصحاب ارادت از هر ديار قرار گرفت ، اركان ملك و ملّت كه از قلّت لشكر بىعلّت متفكّر بودند مبتهج و مسرور لب به دعاى آن حضرت گشودند . مثنوى كه اى شاه دين‌دار فرخنده بخت * ز مهر و سپهرت سزد تاج و تخت دبير فلك خاك پاى تو باد * صفير ملك در دعاى تو باد ز ما جرأتى رفت اگر در سخن * كرم ورز و زلّات ما عفو كن كه مقصود ما زين حكايت تمام * همين ملك و دين را بود انتظام [ 110 ] كه از ابر احسان به لطف ازل * شود از تو سرسبز دين و دول و گرنه عدو گر يكى ور هزار * نيايد ز ما جز ثبات و قرار الهى تو اين شاه با عدل و داد * كه دين‌پرورى مىكند در جهاد كمين‌پايه‌اش ساز چرخ بلند * به گيتى نگه‌دارش از هر گزند گفتار در تعداد لشكر ملايك‌شرف و فرستادن ايلچيان به احضار اصحاب ارادت به هر طرف چون خاطر خطير و داعيهء جهانگير پادشاه جوانبخت پير تدبير تعداد لشكر فيروزى

--> ( 1 ) . صف ( 61 ) آيهء 4 . « همانند ديوارى كه اجزايش را با سرب به هم پيوند داده باشد » .